نشريه اينترنتي
احترام امامزاده و متولي آن !
اخباري رسيده كه در همين مساجد يا خانه هاي خدا ! به افراد تجاوزهاي جنسي اوليه كرده ميشود ( گويا براي آمادگي ) . به همين منظور دوستي در يكي از سايتهاي متعلق به جنبش سبز عكسي را قرار داده بود كه مطلب اورا ، تنها به منظور انعكاس واكنش مردم ايران نسبت اعمال آنها ، عينا و بدون هيچ اضافه يا كسري ، نقل قول ميكنم :
بسيجيان

و پيشنماز مسجد

بسيار مايه تاسف است .
No To Nokia
به نام ” خيابان “
آخرين شماره آنرا در اينجا قرار ميدهم
No To Nokia
از هنر تا تن فروشي !
با این اثر که دوشنبه شب توسط دکتر احمدی نژاد در تالار وحدت تهران رونمایی و اجرا شد ، شمار آثار فاخر موسیقایی !! سه سال اخیر از تعداد انگشتان دست فراتر رفت و حالا با اطمینان خاطر می توانیم بگوییم میزان آثار موسیقی علمی ! و ارزشمند ! در دولت نهم ، هم از لحاظ کمّی و بالاتر از آن از لحاظ کیفی ، از دیگر دولتهای پس از انقلاب فراتر رفته است .
البته خارج از انصاف است که نمونه های معدودی چون “سمفونی هفتم تیر” (کجایید ای شهیدان خدایی) را که در اواسط دهه شصت ساخته و اجرا شد و هنوز چون خورشیدی در آسمان موسیقی ایران می درخشد ، در این دایره در نظر نگیریم .
با این حال ، بار اصلی تولید آثار ارزشمند و ماندنی در این عرصه را “مجید انتظامی” به دوش کشیده است و بخصوص با سمفونیهای خرمشهر و بالاتر از آن ” ایثار” ، نام خود را به عنوان پرکارترین و خوش کار ترین هنرمندان و آهنگسازان ثبت کرده است . پس استبعادی ندارد که دکتر احمدی نژاد که رئیس جمهوری است که بیشترین تلاش را در احیا ، تقویت و تثبیت ارزشهای انقلاب اسلامی داشته است ، پس از اجرا بر پیشانی “انتظامی” بوسه بزند و او را در آغوش بکشد .
این اثر ، یک نمره 20 دیگر در کارنامه مجید انتظامی است که نشان داده است در عرصه های موسیقی دفاع مقدس و انقلاب ، چیزی کم نگذاشته است و یک هشدار به دیگر موسیقیدانان کشورمان که کمی بجنبند ، فرصت برای خدمتگزاری به فرهنگ ملی این مردم ( يا حكومت ؟)، همیشه به این راحتی به دست نمی آید …

خواننده آثار موسيقيايي انقلابي ! كيست ؟ سالار عقيلي
! “….
![]()
No To Nokia
فیلمهایی از انقلاب که دیگر ممنوع است : نبرد مسلحانه ملت با گارد
یک – اولا خط بطلانی می کشد بر همه حرفهایی که سران این انقلاب از آیه الله خمینی گرفته تا هاشمی و رضایی و … که می گویند این انقلاب مردمی بود و مسلحانه نبود و ما فقط با تکیه بر حضور مردم در خیابانها به پیروزی رسیدیم .
دو- اینکه ببینیم و فراموش نکنیم که حق گرفتنی است ولو با اسلحه و در کف خیابانها
این فیلم ، شب بیست و یکم بهمن سال 1357 در خیابان فرح آباد (پیروزی فعلی) است
radical change in 1979
Uploaded by farshad.
No To Nokia
آیا نظام فعلی ایران بنیادگرا و اقتدار گراست؟
آیا نظام فعلی ایران بنیادگرا و اقتدار گراست؟:
یک خواننده محترمی که طبق گفته خودش “پاسدار است وقلبش برای ایران و ایرانی می تپد و اتفاقا مهندس موسوی و کلا جنبش سبز را هم دوست دارد “، برایم کامنتی نوشته است و گفته است ” اگر میخواهی وبلاگت همچنان خوانندگان بسیار داشته باشد و مورد اعتماد باشد باید بغض در نوشته هایت را کنار بگذاری و از روی عقلانیت بنویسی نه احساسات …” بعد هم برایم به خون همان شهدا قسم یادکرده که خامنه ای مسلمان و زاهد و عابد است و این لکه ها با هزاران کیلو چسب هم به او نمی چسبد ” !
در جواب این برادر یا خواهر عزیز باید بگویم که برای فهمیدن اینکه آیا نظام فعلی ایران اقتدار گراست یا خیر مثال بسیار واضحی برایش می زنم و آن اینکه آیا کسی جرات و توانش را دارد در ملا عام و یا مطبوعات و .. اسم رهبر را بدون لقب و پیشوند و پسوند بیاورد ؟ مثلا اگر کسی در روزنامه بنویسد سید علی خامنه ای امروز گفت …. چه بر سرش می آید ؟ گواه حاضرم احمد زید آبادی که جرمش این است که نگفته است مقام معظم رهبری !
اما بنیاد گرایی هم که کیست جرات کند بیاید در ایران درباره دین درباره اسلام براحتی صحبت کند ؟ حالا من می گویم اسلام ، اسلام که جای خود دارد کیست که بتواند آزادانه زندگی خامنه ای و یا خمینی را نقد کند و نظری در باب ولایت فقیه بزند ؟
No To Nokia
مجمع الجزایر نقابداران
در جمهوری اسلامی ما پرونده های بسیاری داریم که مسکوت هست و ظاهرا مسکوت خواهد ماند این پرونده های مسکوت که بقول معروف چون استخوان لای زخم می ماند هر از گاهی برای استفاده های خاص نامشان به میان می آید و سریع هم البته دوباره به اتاق سکوت می رود .
صرف نظر از نگاههای حزبی و دسته بندی و حال فعلی افراد مثلا می شود به پرونده های قرارداد الجزایر و یا پرونده انفجار نخست وزیری و یا رسوایی مک فارلین ( خرید سلاح از اسرائیل در اوج سالهای جنگ تحمیلی ) اشاره کرد همه این پرونده ها به ضرب دستور آیه الله خمینی مسکوت ماند چون افشا و یا بررسی اش “به صلاح ” نبوده است .
پذیرش قطعنامه 598 و آتش بس میان ایران و عراق نیز از همان پرونده ها می باشد که البته هم در پیام آیه الله خمینی بمناسبت پذیرش قطعنامه و هم در وصیتنامه شان ایشان اعلام کرده اند که مسائل بی شماری مبنی بر این پذیرش بوده است که ” فعلا ” وقت پرداختن به آن نیست و ” بعدها” حتما عنوان خواهد شد .
با فوت آیه الله خمینی و رهبری سید علی خامنه ای نیز این وضعیت نه تنها عوض نشده که تشدید شد پرونده های بی شمار امنیتی و قضایی در مراحل مختلف مسکوت و متوقف شده ، از میان این پرونده های مهم و حساس یکی پرونده باند کبیر می باشد که در آن پرونده ، محمد رضا نقدی و بیش از بیست تن از همدستانش که همگی از نظامیان و افسران ارشد سپاه و نیروی انتظامی بودند با تشکیل یک کمیته مخفی اقدام به قتل و غارت و باجگیری از مردم و بعضا از تجار سرشناس و گاها فعالان سیاسی مشغول بودند ، این باند گرچه توسط نهادهای امنیتی شناسایی گردید و حتا منجر به بازداشت نقدی و یارانش نیز شد اما به حکم رهبری بلافاصله متوقف و مسکوت گذاشته شد .
باز در سوم دی ماه 1381 خبری در روزنامه های اصلاح طلب آنزمان بدون درج نام و عنوان منتشر شد که شوک خبری آن زمان بود و بلافاصله پس از آن سر از سایتها و اینترنت در آورد و البته در رسانه های اینترنتی اینبار نام و عنوانها نیز درج شده بود خبر حاکی از آن بود که شبکه ای بنام ” شبکه زیتون ” توسط نهادهای امنیتی ایران شناسایی گشته که وزارت اطلاعات به اسناد و اطلاعات انكار ناپذيری در ارتباط با روابط حجت الاسلام عليزاده رئيس كل دادگستری مركز با این شبکه اسرائيلی دست يافته که مستقيما در اختيار رهبر قرار گرفته شده است .
در همین رابطه علیزاده به وزارت اطلاعات احضار و از وی طی چند جلسه بازجويی شده و موقتا از وی خواسته شده است نه اطلاعيه ای صادر كند و نه در امور قضائی استان مركز دخالت كند تا تكليف روشن شود. به وی حتی اجازه خروج از تهران نيز داده نشده و به همين دليل با درخواست مكرر وی برای رفتن به خراسان مخالفت شده است.
روزنامه مشارکت در همین رابطه در پنجم دی ماه 1381 در ستون شنیده ها نوشت که : “گفته می شود سفر اخير “سليمی نمين” معاون سابق وزارت اطلاعات در زمان ری شهری به خراسان و ديدار وی با آيت الله واعظ طبسی و همچنين سفر اخير وزير اطلاعات به خراسان در ارتباط برای قانع ساختن واعظ با دستگيری ع . ع و يا بركناری او بوده است …”
روزنامه مهران نیز در دهم دی ماه 1381 در صفحه اخبار کشور آورد :” پس از دستگيری 50 تن در شهر قم كه چند ماه پيش و باتهام جاسوسی صورت گرفت و رئیس جمهور آقای محمد خاتمی نيز از آن ياد كرد اکنون سرنخ های ارتباطات جاسوسی یک مقام قضایی کشور را آشکار نموده . این مقام قضایی پيش از انتقال به تهران در دادگستری مشهد اشتغال داشته و پيش از آن نيز در سرخس خراسان در همين رشته فعاليت می كرده است که در هر دو سمت قبلی اش بنابر دستور شورای امنیت کشور به علت بی کفایتی دستور برکناری اش صادر شده بوده ، حالا سئوال اینجاست که چطور می شود فردی که در یک استان حاشیه ای بی کفایتی اش احراز شده است برای تصدی یک مقام حساس به پایتخت ارسال می شود ؟ “
این اخبار هیچ کدام و هیچ وقت مورد بررسی قرار نگرفت و حتا هیچ نهاد و شخص علیزاده نیز به تکذیب آن اقدام ننمود و پس از یکماه سکوت خبری و ناپدیدی ایشان به ناگاه عباسعلی علیزاده در بهمن 1378 اقدام به برگزاری يک کنفرانس مطبوعاتی کرد اما علی رغم توقع افکار تحريک شده عمومی، در اين کنفرانس کمترين اشاره ای به صحت و سقم اتهام مزبور نکرد و هنگامیکه در همان کنفرانس ایشان در برابر سئوال خبرنگار خبرگزاری ایسنا که آقای علیزاده گفته می شود شما بازداشت بودید ؟ فقط خندید و گفت : ” می بینید که اینجا هستم و بازداشت نیستم !”
نام شبکه زیتون یکبار دیگر نیز در همان ایام و در کوران شایعات پیرامون علیزاده تکرار شد و اینبار حسین شریعتمداری در روزنامه کيهان (سرمقاله 8 بهمن1381)، به شرح گوشه هایی از عملکرد شبکه زیتون پرداخت و فاش ساخت که : ” مهرداد عالیخانی که بیش از ده سال معاون عملیات وزارت اطلاعات بوده است ، برادر زاده مسعود عاليخانی عنصر برجسته «شبکه زيتون» محفل جاسوسی و اطلاعاتی اصلی موساد اسرائيل در ايران زمان پهلوی بوده است و بعدها با خروج مسعود این مسئولیت به مهرداد واگذار شده بوده و اینچنین این دانشجوی معماری دانشگاه اصفهان که بسیاری به جاسوسی وی برای ساواک در سالهای دانشجوی اش شهادت می دادند به یکباره با پیروزی انقلاب اسلامی بدون داشتن حتا یکروز سابقه مبارزاتی بر علیه نظام پهلوی تبدیل به یک دانشجوی متعهد و انقلابی شده و به نهاد اطلاعات نخست وزیری و سپس وزارت اطلاعات وارد می شود تا عامل نفوذی تل آويو در ساختار اطلاعاتی ايران باشد. “
از این دست اخبار که بگذریم می رسیم به دیدارهای عجیب و غریب در سطوح مختلف با دیپلماتها و مقامهای بین المللی و گاها با دشمنان شماره یک ایران مثل آمریکا و اسرائیل و مصر و … صورت گرفته و یا نامه نگاریهای محرمانه ای که بین رهبر و یا رئیس جمهور ایران با سران دیگر کشورها انجام شده و همه اینها به دلایل نامعلومی نه از چشم مردم که حتا از چشم مسئولان ارشد جمهوری اسلامی هم مخفی مانده است . که گاها حتا اعتراضهای دیگر ارکان جمهوری اسلامی راهم به همراه داشته است ، به عنوان مثال می شود به توافق جمهوری اسلامی در ماه مارس سال 2009 با ناتو و آمریکا اشاره کرد که یک قرارداد محرمانه بین ایشان امضا شده که بموجب آن محموله های نظامی آنها از طریق خاک ایران به داخل افغانستان منتقل شود .
این قرار داد بدون اطلاع نمایندگان مجلس بسته شده و یگانه کسی که در جریان جزئیات آن قرار داشته منشی مخصوص رهبر، بوده است. از جمع نمایندگان مجلس نیز یگانه کسی که درجریان این قرارداده بوده رئیس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس بوده است. که بعدها اعتراض نمایندگان مجلس را در پی داشت .
در همه این پرونده های مسکوت و مشکوک رد پای دو جریان تابلو می باشد : حلقه حقانیه و جریانی که گرچه یهودی و اسرائیلی می باشد وگاها با دولت اسرائیل نیز به اشتباه گرفته می شود اما در اصل یک حلقه جدا از دولت است و آن بنیادگرایان افراطی یهودی می باشند .
در این قسمت بیشتر سعی دارم به گوشه هایی از حوادث زنجیره ای اشاره نمایم و در قسمت بعد نیز به کالبد شکافی این حوادث و ارتباطشان با حلقه حقانی و صهیونیستهای افراطی بپردازم .
در نیمه شب جمعه 29 آبان 1377 اتوبوسی که حامل گروهی از آمریکایی ها بود در مقابل هتل اوین تهران مورد حمله قرار گرفت، این اتوبوس که در آن یک گروه جهانگرد آمریکایی که در اصل مجموعه ای بودند از سیاسیون کهنه کار و تجار و بازرگان آمریکایی که در پوشش توریست به ایران آمده بودند ، در سومین روز از اقامت این افراد در ایران هنگامی که از گشت و گذار در تهران به محل اقامتشان باز می گشتند به ناگاه مواجه شدند با تعدادی از افراد ی که با شعار مرگ بر آمریکا با چوب و میله گرد بر بدنه و شیشه های اتوبوس می کوبیدند ، سه تن از همین افراد وارد اتوبوس شده و به ضرب و شتم راننده و چند نفر در صندلیهای ابتدایی اتوبوس پرداختند و کپسول کوچک تخم مرغی شکلی که حاوی گاز اشک آور بوده را بداخل اتوبوس انداخته و پس از دقایقی همه سوار بر موتورهایشان بسرعت محل را ترک کردند .
فردای همانروز در شنبه سی آبان 1377 تمامی توریستها بسرعت ایران را ترک گفته با اولین پرواز به ترکیه رفته و از استانبول ظاهرا به آمریکا بازگشتند .
دوشنبه همان هفته و در دوم آذر سال 1377 برای اولین بار انصار حزب الله در ارگان خبری خود “یا لثارات الحسین ” با انتشار ویژه نامه ای ضمن چاپ عکسی از اتوبوس حامل این افراد که تمام شیشه هایش شکسته و بروی بدنه اش به فارسی و انگلیسی شعارهایی نوشته شده بود این پیروزی را به همه ایرانیان غیور تبریک گفت و به تهدید دولت وقت ( دولت خاتمی) که در صدد باز کردن پای آمریکائیها به ایران می باشد پرداخت ، انصار حزب الله ضمن انتشار عکس برگی از سررسید روزانه فردی که لیدر تور این افراد بوده و در آن برنامه دیدار جهانگردان را تنظیم میکرده است اعلام کرد دربرنامه این افراد معلوم الحال بوده است که دیداری هم در حد وزیر و معاون وزیر داشته باشند .
در گزارش انصار حزب الله به فردی بنام سبز علیان دیپلمات سابق ایران در آمریکا اشاره شده بود که میزبانی و لیدر این تیم بظاهر توریستی را بر عهده داشته است .
انصار حزب الله گرچه مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفت اما باتوجه به آن عکسها و شرح دقیق ماجرای ضرب و شتم آنها واضح بود که از نزدیک بر این عملیات اشراف داشته است .
چندی پس از انتشار این ویژه نامه ” گروه فدائیان اسلام ” با امضای فردی بنام مصطفی نواب سخنگوی این گروه مسئولیت این حمله را برعهده گرفته و اعلام نمودند که ” ما پیروان اسلام ناب محمدی و ولایت فقیه علوی هستیم و بر اساس اطلاعاتی که بدان اشراف داریم اقدام به این عملیات انقلابی نموده ایم . ( این همان گروهی هست که چندی بعد نیز مسئولیت قتلهای زنجیره ای و یک فقره بمب گذاری در مشهد را نیز بر عهده گرفت ) .
حدود شش ماه بعد از این حمله نیز محسن رضایی که دیر زمانی نبود از فرماندهی سپاه پاسداران به دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شده بود به وعده افشاگری خود که به زعم وی بسیار مهم و کلیدی و حساس خواهد بود و از زمان وقوع این حمله نوید آنرا داده بود عمل کرد و طی يک کنفرانس خبری رد پای صهیونیستهای رادیکال را در قتلهای زنجيره ای مطرح کرد و ضمنا اعلام نمود که حمله به اتوبوس حامل افراد بظاهر توریست آمریکایی کار همین حلقه بوده است و این اطلاعات از سوی یک فرد که هم با موساد در ارتباط هست و هم با گروههای رادیکال ایرانی و هم با وزارت اطلاعات فاش شده و زمینه را برای برخورد با آنان فراهم نموده است .
اما چه کسی راست می گفت ؟ جواب بسیار غافلگیر کننده است ، همه این افراد !
جالب است که این فرد که محسن رضایی در افشاگریهایش آنرا عامل موساد و « ر. پ » نامبرده و اظهار داشت که در هنگام خروج غیر قانونی در غرب کشور بازداشت شده است همان فردی بود که اولین بار توسط سعید امامی (بنام سید رضا پاینده ) برای کمک در انتشار ویژه نامه ای بر علیه محمد خاتمی کاندیدای ریاست جمهوری وقت به انصار حزب الله معرفی شده تا در ” یا لثارات الحسین ” به افشای محمد خاتمی بپردازند ، این فرد همان فردی است که با نام مصطفی نواب بیانیه فدائیان اسلام را منتشر می کرد و باز همان فردی است که بنا بر اطلاعیه شماره چهار دادسرای نظامی تهران در مورد قتلهای زنجیره ای عامل موساد و فعال در معاونت اطلاعات خارجي وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران بوده و در مصاحبه یونسی رئیس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح نیز به عنوان فردی که “دوبل” عمل می نموده است معرفی شد .
دقیقا قریب دو هفته بعد از افشاگری محسن رضایی که بطرز مشکوک و غیر قابل باوری هم افشاگریهایش بازتاب خاصی نداشت سعید امامی در زندان توحید به قتل رسید ودر کولاک خبری ناشي از انتشار خبر «خودکشي» سعيد امامی این ماجراها فراموش شد
.فرشاد امير ابراهيمي
جشنواره فيلم فجر !
از چندين نفر مطلع شدم كه براي جشنواره فيلم فجر كه يكي از افتخارات جمهوري اسلامي است ، آنقدر استقبال كم بوده است كه در نزد برگزار كنندگان آن اختلاف بوده كه اصلا لغو كنند !
تا آنجا كه تصميم ميگيرند حتي به فيلمهايي كه در زمان خاتمي مجوز داده نشده بوده ! ( چه فيلمي بوده كه خاتمي مجوز نداده ) به آنها مجوز بدهند.
يكي از افراد با تمسخر گفته بوده كه : ” فقط مونده بود براي جلب تماشاچي و زمين نخوردن جشنواره ، به فيلمهاي پورنو مجوز بدن !
از طرفي هم آنقدر بس كه براي يكي از فيلمهاي يكي از كارگردانان معروف ايران فقط 20 نفر تماشاچي داشته است !
چه افتضاحي شده !
چگونه نگذاریم پیامک های ما کنترل شود؟
با توجه به افاضات اخیر سردار مقدم درباره ردیابی اس ام اس باید بگویم که خوب ایشان بماند که در کل گلواژه فرمودند و این کار را حتا دولت آمریکا در ایام حادثه یازده سپتامبر نتوانست انجام بدهد و اصولا با توجه به موج گسترده و رو به افزایش استفاده از اس ام اس یا انطوری که در ایران می گویند پیامک این کار اصلا شدنی نیست .
امریکائی ها و با همت شرکت موتورآلا البته در سال 2002 بالاخره توانستند راهی برای این مسئله بیابند و آن همان کاری بود که از مدتها پیش برای کنترل ایمیل ها در دست داشتند ، مثلا در دروازه های بین المللی شاهراه اینترنت سنسورهایی ایجاد کرده بودند که بصورت اتوماتیک و به هر زبان اگر در مکاتبات الکترونیک عنوان می شد ” بن لادن ” یا “القاعده ” یا هر چیز دیگری که مد نظر آنها بود بلافاصله مبدا و مقصد ایمیل شناسایی می شد و حتما آخر کار به گوانتانامو ختم می شد !
اما همه داستان این نیست ! و از همین جاست که اصلا اگر فرض را هم بر این بگذاریم که کمپانی موتورآلا این برنامه را جهت کنترل پیامک به ایران داده باشد هم باز اینکار در ایران قابل اجرا نیست چون ما ایرانی ها در اینمورد بسیار خوش ذوق هستیم و اینجاست که همه برنامه ها در اینمورد هنگ می کنه !
جواب آسان است چون ما در پیامک ها و ایمیل هایمان از زبان محبوب ” پینگیلیش ” استفاده می کنیم و از برکات زبان پینگیلیش این هست که به هر مدلی بخواهی میتونی تغییرش بدی!
با توجه به اینکه نرم افزارهایی که بر فرض وجود نیروی انتظامی و یا هر نهاد امنیتی دیگر در ایران برای ردیابی استفاده میکنند به این صورت کار میکنند که، یک سری کلمه به صورت پیش فرض به دستگاه می دهند که نسبت به آنها حساس باشد ، و این نرم افزارها به شکل حروف و ترتیب اونها خیلی حساس هست ، پس به راحتی با نوشتن متفاوت اینگونه کلمات علنا غیره قابله ردیابی میشوید.
فقط توجه کنید که این دستگاهها به همه کلمات حساس نیستند، بنابراین فقط کلماتی که به نظرتون احتمالا سرچ اش بیشتر هست رو عوض کنید، مثلا خامنه ای + ا.ن + احمدی نژاد + تظاهرات + جنبش سبز یا الان ۲۲ بهمن یا هرچی که به نظرتون حساس میاد تو اون مقطع زمانی برای این کار میتونید چند کار بکنید
یک – سعی کنید که در تایپ کلمه از حروف اضافی غیرمعمول استفاده کنید: مثلا به جای کلمه mir hosseinبنویسید miiir hooosseein، یعنی بعضی حروف رو چند بار تکرار کنید
دو – سعی کنید که در تایپ کلمه از حروف جایگزین استفاده کنید، مثلا به جای i از y یا به جای O از u و
…. myr husseyn
سه – سعی کنید که در تایپ کلمه ازعلامات اضافی استفاده کنید مثل ,./*& استفاده کنید: my,r Ho*ss^Ein
در نهایت با مخلوط کردن این ۳ فرمول بالا به راحتی کلمه ای نوشتید که غیر قابل ردیابی هست .
موفق باشید و بدانید ما پیروزیم چون حق با ماست .
پی نوشت :
دوستان وبلاگ من در ایران فیلتر است و شما می توانید با پخش این پست به آگاه همه هموطنان اقدام کنید .
فرشاد اميرابراهيمي





آخرین نظرها